ما دو تا داداشیم

اون سومی رو نمیدونیم قراره داداشمون باشه یا...!؟

وقتی کیهان بیشتر میداند!

سلام.

من مامان ناهیدم و دور از چشم کیهان میخوام این پست رو توی دفتر یادداشت کیهان بنویسم، در واقع میخوام از بیسوادی این پسر ناقلا سو استفاده کنم و یه چیزایی در مورد شیطنتش بنویسم و چند تا عکس هم در همین رابطه جمع کردم که براتون میزارم ببینین.

ماجرا از اونجایی شروع میشه که من هر وقت یه چمنی یا جای پرگلی پیدا میکنم،زود به کیهان میگم اینجا دراز بکش تا ازت عکس بگیرم. و به همین دلیل دیگه اون خودش خوب میدونه که ژست دلخواه من توی همچین مواقعی چیه؟

مثلا این عکس رو توی دانشگاه شریف جلوی ساختمان ابن سینا ازش گرفتم.

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

و این عکس رو توی همون زمینهای آبا و اجدادی که توی پست قبل هم ازش عکسی دیدین.

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

و این عکس مال هفته ی پیشه که قراره بیشتر در موردش صحبت کنم. به لبخند رضایتی که روی لبهای کیهانه دقت کنین و بعد بقیه نوشته رو بخونین...

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 

هفته پیش برای سر زدن به خانواده ی عموی کیهان و شرکت در کارناوال بزرگی که در برلین برگزار میشد، به Potsdam در استان برلین رفته بودیم.

برای اینکه بچه ها بتونن با خیال راحت بازی کنن، تصمیم گرفتیم به یکی از پارکهای اونجا بریم و ناهار رو اونجا بخوریم.

همینطور که در پارک گردش میکردیم هر جا که منظره قشنگی میدیدیم از بچه ها میخواستیم بایستند تا عکس بگیریم، تا اینکه به یکی از همون مناظر ذکر شده در بالا رسیدیم.

عموی کیهان که کلی دست به عکس گرفتنشون هم خوبه و بد تر از ما تند و تند از بچه هاشون عکس  می اندازند، به دخترشون بهار گفتن: " برو  توی اون گلها دراز بکش تا ازت عکس بگیرم."

و حتما شما هم متوجه این موضوع شدین که بابای بهار میخواستن ازش عکس تک کارت پستالی بگیرن ولی بچه ام کیهان انگار که شرطی شده باشه قبل از بهار رفت و توی چمن ها دراز کشید و نتیجه ی عکسها هم اینی شد که در زیر میبینین!!!

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

  
نویسنده : کیهان جوادی ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

خاطرات عید 87 (1)

بابا بزرگ مهربونم رو خیلی دوست دارم. اگه بدونین به خاطر من و پسر خاله ام چه کارهایی میکنه....

 عید یه عالمه ترقه و فشفشه ی پر سر و صدا و خفن برامون خریده بود.

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 امسال که بعد از 9 ماه دوری از پسر خاله ام، دوباره توی عید دیدمش قدرش رو بیشتر میدونستم.

سیر دلمون با هم بازی کردیم. دلم براش تنگ شده و برای دوباره دیدنش روز شماری میکنم. 


آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

این عکس رو توی زمینهای آبا و اجدادی مامانم اینا گرفتم، هر سال توی عید حتما یه سر به اونجا میزنیم و یه کباب درست و حسابی هم میزنیم تو رگ!!!( هفت شهیدان)

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

اینجا حیاط خونه ی باباجون و مامان جونمه، اهواز.

بعد از زمستان طولانی و سردی که توی آلمان داشتم، هیچ چیز مثل تیشرت و شلوارک پوشیدن و یا آبتنی توی حوضچه ی خونه ی مامان جونم نمیتونست منو  به شعف بیاره.

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

 بر مزار پدر جد مادری ام، هفت شهیدان، خوزستان.

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت   
نویسنده : کیهان جوادی ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :