ما دو تا داداشیم

اون سومی رو نمیدونیم قراره داداشمون باشه یا...!؟

همه کفشهای من!!!

کیهان: مامان این کفشام دیگه خیلی اذیت کار شدن.

مامان: باشه، از فردا دیگه اونا رو نپوش. دوست داری اون کفش نوها که بندی هستن رو بپوشی؟

کیهان: آخه اگه باهاشون برم تو حیاط مهدکودک کثیف میشن.

مامان: خوب چرا چکمه های حیاطت رو نمی پوشی؟

کیهان: آخه اونا میگن کفشاتونو بپوشین. آخه من اگه این کفشای خوشگلمو بپوشم، شنی میشن، کثیف میشن. 

 اصلا یه کاری بکن، برو یه ایمیل به مهدکودک من بزن، مثلا اسمشو بزار کفش! اینطور بنویس: دابلیو دابلیو دابلیو دات !!! بعد براشون بنویس کیهان اگه با این کفشاش بره توی حیاط، کفشاش کثیف میشن!

بعد اونا هم میگن: اوکی، از این به بعد چکمه بپوشه!

عکس زیر رو هم بعد از همین افاضات ازش گرفتم، بچه ام نگران کفشاشه...

ببخشید دیگه اتاق پسرم یه خورده ریخت و پاشه!

  
نویسنده : کیهان جوادی ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦
تگ ها :