من شیرینی پزی میکنم!

سلام

خیلی وقته که وقتی مامانم میخواد تخم مرغ بشکنه، از من میخواد اینکار رو براش بکنم، آخه میدونه چقدر از اینکار خوشم میاد، ولی دیروز تجربه ی جالب تری داشتم.

با راهنمایی مامانم تونستم کیک یزدی بپزم!

اول: دو تا تخم مرغ رو شکستم و به هم زدم...

Image and video hosting by TinyPic

بعدش 100 میلی لیتر روغن مایع و 75 میلی لیتر آب رو توی پیمانه اندازه گیری کردیم و ریختم توش...( عکس نگرفتیم از این مرحله)

بعد پودر کیک آماده ی کیک یزدی که از فروشگاه خریده بودیم رو ریختم توش و هم زدم...

Image and video hosting by TinyPic

بعد مامانم با قاشق مایه ی آماده شده رو توی قالبهای کاغذی ریخت...

 

Image and video hosting by TinyPic

به اینجای کار که رسیدیم مامانم به من که از خود بیخود شده بودم گفت: " واقعا که حلال زاده به دایی اش میره"نیشخند

آخه داشتم برای خوردن مایه ی ته کاسه بیتابی میکردم، فقط مامانم میگفت فرق من و دایی ام اینه که من با قاشق مایه ی ته کاسه رو میخورم!

Image and video hosting by TinyPic

و اینهم نتیجه ی رضایت بخش کار که بعد از 25 دقیقه آماده شده بود...

Image and video hosting by TinyPic

جای همه تون خالیبغل

/ 9 نظر / 12 بازدید
رویای تنها

سلام وب باحالی داری من که عاشقش شدم به منم حتما سر بزنی ها با تبادل لینک چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای خدا جون وب به این خوبی و بچه گونه ای تا حالا ندیده بودم

خان دایی

سلام دایی خیلی با حال بود، من که دلم ضعف رفت واسه کیکها [خنده]

عمو علی یار

سلاک کیهان. این پیغام رو از طرف عمو علی یار به نیک یار برسون: سلام به نیک یار عزیز. به گروه یارها خوش آمدی یعنی بابا خدایار عمو علی یار و تازگی ام هلیار (البته اسم اصلیش هلیا هست اما من گاهی هلیار صداش میکنم تا به گروه یارها بپیونده). خلاصه گروه یارها کارشون بدک نیست نیمچه استعداد و به قولی سر سوزن ذوقی دارند. امیدوارم تو و هلیا از ماها قوی تر و بهتر و برای مردمان عصر خود مفید باشید تا اثری نیک برای آیندگان باقی بگذارید.

عمو علی یار

اما بعدش: خوب شیرینی هایی پختی ها. قول میدی یه بار هم برای عمو هم بپزی؟ اصلاَ همین فردا پس فردا تلفن بزن بهار بهش قشنگ توضیح بده ببینم بلدی آموزش شیرینی پزی هم بدی تا بهار برا من درست کنه.

عمو علی یار

به بابات بگو اون سلاک رو بکنه سلام تا پیغام تاریخی ما با غلط املایی تایپی ثبت نشه. اوقت نمنیم اَ بر شما بچا درایم (اینا ملایرین غلط نیست ها عمو )

فرشاد

سلام. وبلاگ خوبی داری به منم سر بزن.

پویان و مامان

نوش جوووووووووونتتتتتتتتتتتتتتووووووووننن. داداش کوچولو خوبه؟

پویان و مامان

سلام خانمی. ما کیل هستیم خیلی از برمن دور نیستیم. تا هامبورگ که یه ساعته. ما خیلی خوشحال می شیم که شما رو ببینیم. اگه دوست داشتید کنار دریا بیاید قدمتون سر چشم. من عاشق بچه های نوزادم.

پویان و مامان

در ضمن ما یه جورایی همولایتی به حساب میایم ها. پدر و مادر من همدانی ان خودمم لیسانسمو از دانشگاه همدان گرفتم و بهترین خاطراتمو از اون 4 سال دارم.