............نشونه ی هفت سالگی بچه ها چیه؟

دوشنبه ی هفته ی دیگه 12 مرداده، روز تولد منهورا

امروز صبح که سر میز صبحانه نشسته بودیم، به مامان گفتم دندونم( یکی از دندونهای پیشین پایین) درد میکنه، مامان بهش نگاه کرد و گفت هیچی نیست!

البته اول حدس زد که شاید دندونم لق شده باشه،  ولی وقتی نگاش کرد گفت نه چیزی نیست...

الان ساعت 11 شبه، چون دیر ناهار خورده بودیم و ظهر هم خوابیده بودیم، شام رو دیر تر از وقت معمول خوردیم، همین چند دقیقه پیش!

دوباره گفتم مامان دندونم وقتی باهاش چیزی گاز میگیرم درد میکنه...

مامان اینبار با دقت بیشتری دندونم رو نگاه کرد و دست زد و با هیجان گفت:" آره لقه، دندونت لق شده و کلی منو بغل کرد و بوسید"

من خیلی خوشحالم، اول اینکه 6 بار دیگه که بخوابیم و بیدار شیم تولدمه و من  وارد هفت سالگی میشم، دوم اینکه داریم برای همیشه میریم ایران، سوم اینکه امسال بعد از 3 سال مهد کودک رفتن میخوام وارد دبستان بشم، و امشب یه شادی دیگه هم بهشون اضافه شد، حالا دیگه من یه دندون لق هم دارممژه

این هم من و بابام در Burger park شهر برمن...

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 5 نظر / 17 بازدید
خاله راحله

مبااااااااااااااااااااااااااااااااركه!‌ ايشالا همه دندونات لق شن!!!![چشمک] البته منظورم دندوناي شيري تن و هر كدومشون هم به موقعش!! ما كه بزرگ شدنتو تو اين دو سال و چند ماه ديديم و خيلي از اين بابت خوشحاليم ...[لبخند] دعا كن اميرحسين هم مثل خودت پسر آقا، مؤدب و باهوشي بشه ... [پلک] ممنون از مامان ناهيد بابت اين كه به اين سرعت آپديت كردن. [چشمک]

پویان و مامان

وااااییییی مبارک باشه. یادت باشه اولین دندونت که افتاد بذاریش زیر بالشت تا فرشته ها برات هدیه بیارن. یه روزی میاد که با بابا جونت تو لباس فارغ التحصیلی دکترات عکس می اندازی پسر گل. [ماچ]

بهآریا

همیشه شاد باشی وموفق کیهان جان[ماچ] تبریک می گیم ورود به 7 سالگی وشروع مدرسه ات رو[دست]

مامان ستاره

چقدر من از افتادن دندون می ترسم[تعجب] خانمی این عکسی که از هنر شیرینی پزیت گذاشتی بد جور باعث شد دله ما هی قیلی ویلی بره......... قدم نیک یار کوچولو هم مبارک

طاها

سلام وبلاگ مشترکتون مبارک امیدوارم سالهای سال کنار هم خوش باشید در ضمن ورودت به کلاس اول که برای هر کسی شیرینترین خاطره تو زندگیش رو تبریک میگم[گل]