.......................اولین روز مدرسه در آلمان

سلام

امروز شنبه هشتم آوگوست هست،من اولین روز مدرسه رو تجربه کردم، مامان و بابام خیلی حس مدرسه بهشون دست نداده هنوز، میگن اول مهر خودمون یه چیز دیگه است!

آخه الان١٧ مرداده و تا زمان باز شدن مدرسه های ایران یک ماه و نیم باقی مونده، در هر صورت من دو بار جشن روز اول مدرسه رو تجربه میکنم، یکی اش رو که امروز دیدم و یکی اش رو هم اول مهر که رفتم ایران قراره ببینم...

معلمم خانوم مهربونی به اسم "Sabine" هست و من فکر میکنم که دوستش داشته باشم... از دوستان مهد کودکم هم چند تایی توی کلاسم هستند.

توی سالن مدرسه اسم من و بقیه ی همکلاسی هام رو به در و دیوار زده بودن تا خوشحالمون کنن...

Image and video hosting by TinyPic

توی آلمان رسمه که وقتی یه بچه برای اولین بار وارد مدرسه میشه، مامان و باباش براش یه قیف بزرگ درست میکنن یا میخرن و توش رو پر از شیرینی و شکلات و اسباب بازی های کوچولو میکنن و توی اونروز بهش هدیه میدن... و بهش میکنن کیسه ی  مدرسه یا schultuete !

schultuete ی من خیلی قشنگ بود و مامانم برام پرش کرده بود از خوردنیهای مورد علاقه ام... تازه چند تا چراغ قشنگ هم روش بود که وقتی دکمه اش رو میزدم روشن و خاموش میشدن ... دوستام همشون ازش خوششون اومده بودمژه

من دارم  بزرگ میشم و به همین دلیل الان خیلی احساس خوبی دارم و از ته دل خوشحالمهوراهورا

Image and video hosting by TinyPic

/ 8 نظر / 59 بازدید
بهآریا

خوب کیهان جان پس کلاس اول اینجا رو هم تجربه کردی خانم معلمتون هم .هم اسم یکی از همکارهای خیلی خوب بابامه که خیلی هم مهربونه[لبخند]

بهآریا

راستی اسمت رو چرا کی هان نوشتن[عصبانی]

اميرحسين

مباااااااااااااااااااااااركه[بغل]

فائزه

کیهان گلم سلامت میکنم میلاد مبارکت و شروع کلاس اول رو خیلی خیلی تبریک میگم [گل][بغل] امیدوارم زودتر ببینمتون دیگه دلم غش رفته دلم میخواد داداشه ملوستو بخورمش.ماچ

اصلان الا بخشی

سلام بابا روز اول دبستان رو که بهترین روز زندگی ادم به تو تبریک میگم زنده باشی بابا بزرگ

عمو علی یار

سلام کیهان کلاس اولی شدنت مبارک. یاد گرفتن و یاد دادن از بهترین کارهای هستش که آدم میتونه انجام بده. حالا دیگه کم کم خودت به دنیای کتابها و داستانها وارد میشه دنیایی که پر از شگفتیهاست. یادم میاد وقتی کلاس اول ابتدایی رو تموم کردم رفتم کتابخانه روستامون (ازناو) و عضو شدم و یه کتاب امانت گرفتم به نام جنگل سبز. اون اولین کتاب داستانی بود که خوندم. حالا ببینم اولین کتاب داستان تو چی هست. برا عمو بنویس وقتی کلاس اول رو تموم کردی.

عمو علی یار

راستی اولین کتاب داستانی که بهار خوند وفتی کلاس اولش تموم شد همین یکی دو ماه ژیش اسمش هست: آب و هوا. چند تا داستان خیلی قشنگ درباره فصلها و اتفاقاتی که برای حیوانات و گیاهان می افته. رفتی ایران بگو بابات بره از کتاب فروشی روبروی دانشگاه تهران بخردش برات خیلی جالبه. به بهار بگو یکیشونو برات بخونه. اسم یکی از داستاناش هست: در انتظار بهار